<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>* خدایا مواظب عشقم باش *</title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com</link>
<description>دیگه هیچ حسی بهش ندارم ولی مواظبش باش..</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 11 Sep 2013 14:17:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>خداحافظ همنفس همیشگیم</title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/284/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d9%87%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%da%af%db%8c%d9%85</link>
<description>گاهی وقت ها خداحافظی چقدر سخت می شود // چقدر مشکل می شود نفس کشیدن وقتی مجبور می شوی پا روی دلت بگذاری // چقدر همه چیز خاکستری می شود وقتی باید به مصلحت عمل کنی// چرا خدا گاهی این گونه ما را آزمایش میکند ...........؟! خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو</description>
<pubDate>Wed, 11 Sep 2013 14:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/284</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/355/</link>
<description>دیریست از خداحافظى ها غمگین نمیشوم به کسى تکیه نمیکنم از کسى انتظار محبت ندارم خودم بوسه میزنم بر دستانم سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم… چقدر بزرگ شدم یک شبه !!!</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:45:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/355</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/354/</link>
<description>پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم اگر نمی آیی اینقدر پنجره ها را زجر ندهم چشم هایم به جهنم !</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:45:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/354</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/353/</link>
<description>عکس هایت را خوب نگاه می کنم به همه چیز دقت می کنم به مویت به چشمت به دستت به لبخندت به طرز نشستنت به نگاه کردنت به من به دستی که دور گردنم انداخته شده به پایی که فقط برای من راه می آمد اما دارم فکر می کنم به قلبت به قلبی که در عکس های جدید برای چه کسی می تپد!!</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:45:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/353</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/352/</link>
<description>تو رفته ای و دگر باز نمی گردی اما چیزی که اینجا مانده است دستان سرد و تنهای من! یک چشم همیشه منتظر ! یک بوسه تلخ ! یک بغض لعنتی ! و یک سوال بی جواب … هنوز گاهی دلت برای دستانم تنگ می شود ؟؟؟ و چه مهربان بودی وقتی به من دروغ می گفتی !!!</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:44:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/352</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/351/</link>
<description>با کناریت کنار نمی آیم کنار می کشم …</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:44:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/351</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/350/</link>
<description>قطار عصر امروز هم که آمد و رفت باز هم نشانه ای از ظهورت نیست و من دوباره مثل هر روز به شوخی تو با خودم می خندم و می گویم: باشد امروز هم نیامدی اما آخرش که چه؟ نقطه ی وصال ما همین ایستگاه و جای تو میان این آغوش بی قرار و لرزان من مقدر است بر می خیزم چشمانم را پاک می کنم بینابین سرفه ها سیگار ی روشن می کنم با خیال راحت و تکیه به عصایم آرام آرام بسوی بیرون بی روح این ایستگاه بسوی غروب برفی دیگری بی تو روانه می شوم می دانم فردا تو می آیی…</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:43:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/350</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/349/</link>
<description>اگر روزی بر سر مزارم آمدی یک وقت حرف این و آن را برایم نیاوری کمی از خودت بگو کمی از عشق تازه ات بگو بگو که بیشتر از من دوستت دارد بگو که دشت شقایق مسافر دیگری هم دارد نگاهی به شمع نیمه جان مزارم کن سوختنش را ببین بیشتر نگاهش کن با اینکه میداند لحظه ای دیگر می سوزد و میمیرد ولی می جنگد تا نیمه جان به دست باد نمیرد می جنگد تا لحظه ای بیشتر سنگ قبرم را روشن کند می ماند و می سوزد تا سوختنم را باور کند … حال لحظه ای به خود نگاه کن مرا در خاطرات فراموش شده ات</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:43:28 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/349</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/348/</link>
<description>عاشقش بودم عاشقم نبود وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن؛ یکی بود یکی نبود ! یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست. همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود … برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان “با هم بودن و با هم ساختن” نمی گنجد؟ و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد. هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود … همه با هم بودند. و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:43:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/348</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/347/</link>
<description>اگر سهمی از فردا داشتم که هیچ… اما اگر فردا سهم من نبود… به یاد این همه سادگی، یک یادش بخیر ساده از سهم خودت برایم کنار بگذار، تا لااقل تلافی کرده باشی، امروزی را که تمام سهمم را برای دلتنگیت کنار گذاشت…</description>
<pubDate>Mon, 02 Sep 2013 15:42:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>sedayepayeeshgh90</dc:creator>
<guid>sedayepayeeshgh90.blogfa.com/post/347</guid>
</item>
</channel>
</rss>
